محمدرضا جبارى
37
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي )
سفيرا حال الغيبة نذكر طرفا من اخبار من كان يختصّ بكلّ امام و يتولّى له الأمر . . . » . 6634712 خ 0 33 خ آنگاه پس از ذكر تعدادى از وكلاى ممدوح و مذموم قبل از عصر غيبت ، چنين گفته : « فامّا السفراء الممدوحون فى زمان الغيبة فاوّلهم من نصبه ابو الحسن على بن محمد العسكرى و ابو محمد الحسن بن على بن محمد عليهم السّلام و هو الشيخ الموثوق به ابو عمرو عثمان بن سعيد العمرى رحمة اللّه . . . » . 7634712 خ 0 34 خ همچنين پس از معرفى چهار نائب خاص در عصر غيبت ، و معرفى كسانى كه به دروغ مدعى بابيّت در اين عصر شدند ، اين جمله را آورده كه : « و قد كان فى زمان السفراء المحمودين أقوام ثقات ترد عليهم التوقيعات من قبل المنصوبين للسفارة من الاصل . . . » . 8634712 خ 0 35 خ از اين جمله اخير استفاده مىشود كه واژه سفير و سفرا يا منصوب براى سفارت ، منصرف به نوّاب اربعه و برخى وكلاى سرشناس در حال غيبت صغرا بوده است . مؤيد اين نكته ، عبارت طبرسى در احتجاج است كه درباره نوّاب اربعه تعبير « الابواب المرضيّون و السفراء الممدوحون فى زمان الغيبة » 9634712 خ 0 36 خ را به كار برده است . و در اعلام الورى قريب به اين تعبير را در خصوص مطلق بابهاى عصر غيبت به كار برده است . 0734712 خ 0 37 خ مؤيد ديگر آنكه ، در منابع تاريخى ، روايى و رجالى ديده نشده كه اين واژهها ( سفارت ، سفير ، سفرا ) درباره وكلاى ائمه عليهم السّلام پيش از عصر غيبت صغرا به كار رفته باشد ؛ گرچه آنان نيز تحت واژه سفير ، با توجه به معنى لغوى آن ، مىگنجند . از اين رو ، به نظر مىرسد واژه سفير ، ناظر به مقام نيابت خاصه نوّاب اربعه حضرت ولى عصر ( عج ) و ديگر وكلاى سرشناس اين عصر بوده است ؛ يعنى كسانى كه سمت بابيت داشتهاند . سفارت در لغت ، از ريشه سفر به معنى كنس ( جارو كردن ) است ؛ لذا سفارة يعنى كناسة ؛ و سفارة ، به معنى اصلاح بين دو گروه آمده است ؛ و سفير ، يعنى شخص اصلاحگر ؛ چرا كه سفير ، موجب زدودن كدورتها از قلب طرفين مىشود ( متناسب با فعل كنس ، يا جارو كردن ) . به رسول و فرستاده نيز « سفير » گويند ؛ چرا كه فرستادهء از جانب كسى براى انجام كارى ، آنچه را بدان مأمور شده ، آشكار مىنمايد . جمع واژه سفير ، سفراء آمده است . 1734712 خ 0 38 خ